تبليغاتX
نا کجا آباد - اینم از اون دغدغه هایی که روم نمیشه خیلی جا ها بگم!
سلام

این دل مرا تنگ است!

تنگ است چون فکر می کنم دچار روز مردگی شدم! ( فکر که چه عرض کنم! در نوع خودش واقعیتیه!)

یه زمانی فکر می کردم اگه بتونم از نظر مالی در اون حد ایده آلی که دوست دارم باشم. به قول فرنگی ها ۵۰٪ اش اکی! ( در ضمن باید بگم آدم بلند پروازی ام!)

۵۰٪ زندگی ام هم مسافرت جهادی و حاشیه قبل و بعدش! که اونم آنقدر به حاشیه و جنجال دری وری کشوندنش که فقط باید ۴-۵ جلسه عادل فردوسی پور تو برنامه اش پیرامونش صحبت میکرد! بگذریم! چون این نیز بگذرد!

از یه طرف هم که به قول دوستای نزدیکم یه کم مشکوک شدم! نمیدونم شاید به طور غیر ارادی و ناخواسته دچار یک پارادایم شیفت ( تغییر نگرش) نسبت به زندگی شدم!

امید وارم به زودی زود از این برزخ ذهنی خارج بشم! وای که چقدر فرآیند رشد آدم سخت اما شیرینه! مخصوصا وقتی میزان غلظت شیرینیش دست خودته! که بتونی آنقدر شیرینش کنی که. . .

تا بعد . . .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 23:50 توسط امید باقری |